تبليغاتX
اوشس

 

تپه ها تفكر بر انگيز شده اند

 

يادم هست صورتم را داده بودم به آسياب تا آسياب كند

 

همه گي با تپاله گاو بستني قيفي درست مي كردندكه من عين وقتي كه به سجده مي افتم  نشستم

  

... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/09/18ساعت 16 توسط افسانه |