گفتاری از فلوطین در باب زمان
زمان حرکت نیست . زمان مجموع حرکتها نیست . زمان حرکت منظوم نیست . حتا اگرحرکتی هم درزمان صورت نمی گرفت آن حرکت هم زمان نبود . زمان حرکتِ کره یِ کیهان نیست . بنابراین خودِ کیهان نیزنخواهد بود . حرکت گاه کنداست وگاه تند . اما مقدارِ حرکت زمان نیست . زمان مقدارِحرکتِ کیهان نیزنیست . زمان حرکاتِ پیاپی وفراوان نیزنیست . چرا که آن مفهوم عدداست نه زمان .
زمان معیارِسنجش نیست . اگرمعیاربود ماهیت خودش را داشت ، آن ماهیت چیست ؟ اگرهمانندِعدداست پس چراعددنباشد ؟ اگر معیارِطول است پس بایداندازه یِ معین داشته باشد . دراین صورت می توان زمان را مانندِ خطی فهمیدکه مسیرِحرکت را درمی نوردد . اما این خط که خودپیش می رودچگونه می تواندچیزی را که به همراهِ آن پیش می روداندازه بگیرد ؟ وچرا یکی معیارِدیگری باشدوچرااین معیارِآن است ؟ نه آن معیارِاین ؟ وهرگاه هم که حرکت قطع شودآیا خط هم قطع نخواهد شد ؟ آیا حرکت اندازه گرفته می شود وآن اندازه ، اندازه می گیرد ؟
کدام زمان است؟ زمان حرکتی است که اندازه معینی آن را می سنجد ؟ یاخوداندازه یِ معینی است که حرکت را می سنجد ؟ ویاچیزِدیگری است ؟ آیا آن چیزِدیگر ، زمان است ؟ زما ن عددی نیست که حرکت رااندازه بگیردوخود بیرون ازآن بماند ، امااین عددخودچیست ؟ آیاعددی است که ازرویِ پیش تر وپس ترمی سنجد ؟ آن عددکه حرکت راازرویِ پیش تروپس تر می سنجد وابسته به زمان است . زیرا پیشترزمانی است که با رسیدنِ زمانِ حال پایان می یابد وسپس ترزمانی است که با رسیدنِ زمانِ حال آغاز می شود . بنابراین زمان غیرازآن عددی است که حرکت راازروی سپستروپيشترمی سنجد .
زمان بی نهایت است . چگونه می تواندعدد داشته باشد ؟ مگرتکه ای ازآن را در نظربگیریم . اما در همین تکه هم زمان وجود دارد ، پیش ازآن که سنجیده شود ، اما زمان معلولِ حرکت نیست . آیا این معلول پس ازحرکت می آید ؟ یا پیش ازآن ؟ یا توأم باآن ؟ به هرنحوکه درنظرگیریم ، زمان معلولِ حرکت است درزمان . اما این مفهوم هرجه باشد زمانِ في نفسه نیست . درباره یِ این که زمان چه نیست بیش ازاين نگوييم بهتر است .
امضاء : فلوطین


